روزی دختری زیبا نزد کوروش کبیر رفت وبه او گفت : من عاشق تو شدم با من ازدواج کن
کوروش به دخترک گفت : من شایسته ی تو نیستم من برادری دارم که زیبا و جوان است
او شایسته ی شماست الان پشت شما ایستاده دختر برگشت وپشت خود را نگاه کرد …
اما کسی نبود… کوروش به او گفت اگر عاشقم بودی برنمی گشتی
برچسب:
نویسنده: خنجی
تاريخ: چهارشنبه
25 آذر
1394 ساعت: 17:34